فهرست بستن

اختلال خواندن / نارساخوانی چیست؟

نارساخوانی

اختلال در خواندن (dyslexia) با نقص در توانایی برای شناخت واژه ‌ها، خواندن کند و نادرست و یا نقص حسی قابل ملاحظه مشخص می‌شود. این ناتوانی با برچسب‌هایی چون خوانش‌پریشی، کوری کلمه،  نارسا خوانی و…. معرفی شده است. بر اساس تعریف انجمن روان‌پزشکی آمریکا، اختلال یادگیری با توانایی خواندن پایین‌تر از حد متوسط با توجه به سن وسال تحصیلی ارزیابی می‌شود و تشخيص آن مستلزم در نظر گرفتن سه ملاک اصلی است كه موضوع اصلي در تشخيص ناتواني، خواندن ميزان پيشرفت در دقت خواندن، سرعت خواندن يا فهم خواندن است که شامل موارد زیر است:

الف) پيشرفت خواندن، بر اساس اجراي انفرادي آزمون هاي هنجاريابي شده، صحيح خواندن يا درك با توجه به سن تقويمي، هوش اندازه‌گيري شده و میزان آموزش فرد پایین‌تر از سطح مورد انتظار است.

ب ) اختلال موجود در ملاك الف به طور قابل ملاحظه‌اي در پيشرفت تحصيلي يا فعاليت‌هاي روزانه‌‌اي   كه  مستلزم  مهارت  خواندن  است، تداخل پیدا مي‌كند  و خود را نشان  می‌دهد.

ج ) در صورت وجود نقص حسي، مشكلات خواندن بيش از آن است كه معمولاً همراه آن نقص مشاهده مي‌شود (احدی، کاکاوند،1382). مشکلات حسی مانند نقص بینایی و شنوایی همراه شده، خیلی کمتر از مشکلات اصلی خواندن است.

تقریبا یک قرن است که دانشمندان تاکید دارند نارساخوانی اساسی عصب شناختی دارد و اینکه مشکل در کسب مهارت‌های خواندن از کارکرد مغزی نابهنجار ریشه می‌گیرد. مطالعات کالبد شکافی بعد از مرگ نشان داده که مغز افراد نارساخوان متفاوت از افراد عادی است اما این مطالعات چندان قابل اعتماد نیستند. در دهه گذشته ادراک محققان از مبانی ارثی و ژنی ناتوانایی‌های یادگیری و نارسا‌خوانی به گونه قابل ملاحظه‌ای افزایش یافته‌است. هیل گرن (1950 ) با مطالعه‌ای که در اسکاندیناوی بر روی خانواده‌های کودکان نارساخوان انجام داد، دریافت که نارسا‌خوانی در این خانواده‌ها دارای سابقه است (کاکاوند ،احدی ،1382).

نشانه‌های خوانش‌پریشی یک دانش آموز از نظر هالاهان وکافمن (1994) این‌گونه است:

  • در مهارت‌های خواندن خیلی ضعیف‌تر از همسالان خود است بدون اینکه توضیحی برای آن وجود داشته باشد.
  • معکوس‌خوانی مکرر حروف یا کلمه دارد .
  • دست خط ناخوانا دارد.
  • در استفاده از دست چپ و راست خود به اشتباه می‌افتد.
  • اعضای دیگری در خانواده او دچار مشکل خواندن هستند بدون اینکه تعریفی برای آن وجود داشته باشد.
  • در مقایسه با هم‌سن و سالان خود ناشی و کم‌تجربه به نظر می‌رسد.
  • بعد از دوران کودکی، معکوس‌خوانی در صحبت او مشاهده می‌شود.
  • در تفاوت قائل شدن بین مفاهیمی چون بالا –پایین، دیروز-فردا، دچار مشکل می‌شود.
  • در هجی کردن و املا دچار اشتباهات عجیب وغریب می‌شود.
  • در یادگیری و یا به یاد آوردن کلمات با نمادهای چاپی دچار مشکل جدی است.
  • دیرتر از همسالان خود صحبت کردن را یاد می‌گیرد (پارسونز،1387).

قدیمی‌ترین نظریه‌ها درباره اختلال خواندن به وجود نقص در پردازش ادراکی اشاره دارد. اورتن (1973) مدعی شد که مشکل خواندن در نتیجه آنچه که وی آن‌را ” وارونگی یا معکوس” نامید؛ به‌وجود می‌آید که این حالت بر دو نوع است: اشتباه گرفتن حروفی که شکل یکسان اما جهت متضاد دارد مانند b، d و دیگر، بر عکس ساختن تمام یا قسمتی از حروف کلمه مانند خواندن was به جایsaw  (مک شین و داکرل،1380). سوسا در همین زمینه می‌گوید: خواندن موفقیت آمیز مستلزم هماهنگی سه شبکه عصبی درگیر است: پردازش بینایی(املای درست حروف)، شناخت صداها (آواشناسی)، تعبیر و تفسیر کلمه (معنا شناسی) ( سوسا،1388).

بسیاری از نظریه‌پردازان به نقش ادراک بینایی توجه دارند. ادراک بینایی نقش مهمی در یادگیری‌های تحصیلی به ویژه خواندن دارد. بیشتر این کودکان در تکالیفی که مستلزم کاربرد بینایی در تمییز حروف و کلمات است خوب عمل نمی‌کنند و بعضی ها هم در تمییز اشکال و طرح‌های هندسی. خرده مهارت های متعددی در این زمینه وجود دارد از قبیل:

  • روابط فضایی– مکانی که متضمن ادراک جابجایی یک جسم یا سمبل و رابطه آن با اشیا دور و اطراف است.
  • تمییز بینایی که توانایی تشخیص اشیا و حروف از هم باز می‌گردد مانند پ، ب، ت.
  • تمییز نقش از زمینه‌ای که در آن قرار گرفته است.
  • اکمال بصری که اشاره دارد به تشخیص کل یک چیز با حذف جزییاتی از آن.
  • بازشناسی اشیا از هم (فریار، رخشان، 1379).

نقایص ادراکی غیر زبانی:

تحقیقات اخیر نشان داده‌اند که برخی از کسانی که بدون نقص هستند هم مشکلات زیادی در خواندن دارند؛ زیرا در ادراک بینایی و شنوایی غیر زبانی آن‌ها نواقصی وجود دارد. رایت، باون و زکر (2000) در مورد نقایص غیر زبانی محورهای زیر را تبیین کرده‌اند:

  • ناتوانی در کشف وتشخیص ادراک صداهای متوالی که به سرعت پشت سر هم می‌آید. شنیدن کلمات به طور دقیق وقتی که خوانده می‌شود برای آنها مشکل است .
  • بعضی ازاین افراد در تشخیص فرکانس صداهای متفاوت وتمایز تن و زیروبم صدا ناتوانند وهمین مساله بر کارایی خواندن انها تاثیر می‌گذارد .
  • ناتوانی بازیابی آهنگ صداها در شلوغی وسروصدا یک مشکل غیر زبانی دیگر است .
  • تعداد زیادی از نقایص ممکن در ادراک شنوایی وبینایی بر اساس تکالیف متنوع خواندن در دامنه وسیعی از تفاوت های فردی در افراد نارساخوان دیده شده است (سوسا،1388).

در زمینه نظریه نقص‌های ادراکی می‌توان نکته‌ای را ذکر کرد که از عمومیت بیشتری برخوردار است . هنگامی‌که یک نقص ادراکی موجب اشکال در مشکل خواندن یا نوشتار می‌شود؛ در این صورت غیر محتمل است که این نقص در دیگر جاهای زندگی فرد وجود نداشته باشد. بنابراین باید نشان داد که این کودکان در تکالیف دیگر که مستلزم ادراک در خواندن و نوشتن نیست هم به این صورت عمل کنند. اما پژوهشگران زیادی (استانلی، 1987؛ استانوویچ، 1986؛ الیس و مایلز،1987) در تحقیقاتشان نشان داده‌اند که این کودکان در دیگر زمینه‌ها با کودکان عادی چندان تفاوتی ندارند (مک شین وداکلر، 1380).

یکی دیگر از دیدگاه‌هایی که به ناتوانی در خواندن پرداخته‌است، دیدگاه پردازش اطلاعات است و از آن جمله شیوه‌های رمزگذاری است. روش رمزگردانی اطلاعات موضوع بحث‌انگیزی در زمینه شناخت است . برخی از افراد ترجیح می‌دهند اطلاعات را به‌صورت  دیداری–فضایی رمزگردانی کنند و برخی به‌صورت شنیداری (شکوهی و پرند، 1385). فرایند رمزگردانی، سیستم پردازش شنوایی یا بینایی را آگاه می‌نماید تا علائم الفبایی صدای یک کلمه را بشناسد. مکان های نواحی دیگر مغزی که شامل ناحیه پیشانی است، سایت‌های حافظه دراز‌مدت را به منظور معنادهی جستجو می‌کند. اگر همه سیستم‌ها به‌درستی کار کنند، یک تصویر ذهنی درست از یک کلمه پدیدار می‌شود. اما مسئله این جاست که ممکن است در هر جای این مسیر مشکلاتی اتفاق بیافتد (سوسا، 1388). در واقع معلوم نیست که نقص پیش‌آمده در کدام یک از مراحل ورود اطلاعات تا ذخیره‌سازی اتفاق می‌افتد. حافظه حسی، حافظه فعال، رمزگردانی، نگهداری، بازیابی یا…؟

آموزش مستقیم برای رمزگذاری آواها، آموزش اولیه حروف الفبا را تسهیل می‌کند و در پی آن منجر به خوب خواندن و روان‌خواندن می‌شود. تا جایی که تشخیص واژه‌ها برای کودک تبدیل به فرایندی خودکار می‌شود. اگر خواننده تمام تمرکزش را متوجه تشخیص و خواندن کند، دیگر نمی‌تواند معنا را تشخیص دهد. کودکی که نتواند از ابتدا به مهارت رمزگذاری نائل آید، مطمئنا نمی‌تواند تبدیل به خواننده‌ای ماهر شود. کودکان دچار ناتوانی خواندن برای تشخیص واژه‌ها، رمزگذاری و آواشناسی به سطح این مهارت و خودکاری شناختی نمی‌رسند و در خواندن دچار مشکل می‌شوند ( لرنر،1384).

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

پنج × سه =