Menu Close

Day-to-Day Dyslexia in the Classroom

Day-to-Day Dyslexia in the Classroom

2nd edition

Joy Pollock, Elisabeth Waller and Rody Politt

Day-to-Day Dyslexia in the Classroom : Rody Politt : 9780415339728

این کتاب برای اولین بار در سال 1997 به چاپ رسید. این کتاب دارای چهارده بخش است و نگاه متفاوتی را به افراد نارساخوان دارد.

نویسندگان در ابتدا سعی کرده‌اند که نگاه منصفانه‌ای را نسبت به نارساخوانی در کلاس درس ارائه دهند و پس از آن ویژگی‌های خاص شنیداری- دیداری-هوشی و کلامی را به مخاطبان بشناسانند. در فصل­های بعدی مشکلات هنگام خواندن، هجی کردن، حرکت و حتی مشکلات همراه با نارساخوانی را بررسی کرده‌اند. پرداختن به دست­خط پیوستار،جهت­یابی و … از ویژگی‌های خاص این کتاب است که با نگاه متفاوتی بررسی شده است. در فصل‌های آخر کتاب هم راهکار مفیدی برای مدیریت کلاس و مهارت‌های مطالعه به تفصیل توضیح داده شده است.

به نظرمی‌رسد مخاطب اصلی این کتاب آموزگاران هستند. گویا زنگ هشداری را برای آنان به صدا درمی‌آورد تا مراقب اولین برخوردهای سرنوشت ساز خود با کودکان نارساخوان باشند.

خواندن این کتاب را به همه‌ی آموزگاران عزیز و همیشه دلسوز توصیه میکنیم.

دغدغه‌های اصلی کتاب را در چند خط برایتان ترجمه کرده‌ایم:

 

نارساخوانی باید به عنوان یک تفاوت یادگیری دیده شود تا ناتوانی یادگیری. نارساخوانی تنها در شرایطی تبدیل به یک ناتوانی می‌شود که تشخیص داده نشده و با  یک شیوه‌ی نامناسب آموزشی، منجر به شکست کودک در کسب توانایی سواد خواندن شود ( پلاک، والر، پولیت،2004).

در حدود بیست درصد از کودکان پیش­دبستانی که دارای هوش نرمال هستند، آماده یادگیری نیستند.

به دلیل اینکه هر چه قدر هم یک کودک باهوش باشد برای یادگیری باید بتواند برای زمان طولانی یکجا بنشیند، با دقت گوش دهد، با دقت نگاه کند، نیاز باشد در یک زمان چند کار را با هم انجام دهد، از سمت چپ به سمت راست برود و هزاران کار دیگر… که نیاز به بلوغ شناختی ورشد کافی دارد.

هر انسانی، دو چشم دارد، یک بینی و یک دهان؛ اما با وجود این همه چهره ها متفاوت هستند. هر کدام از ما شرایط و موقعیت‌های خاص خود را داشته و این اصلا عجیب نیست که دانایی را از راه‌های مختلف به دست آوریم. همه‌ی ما برای تسلط پیدا کردن و مهارت در امور مختلف آمادگی نداریم.

اصطلاحات مختلف ناتوانی­های خاص یادگیری، مشکلات ویژه یادگیری، نارساخوانی یا هر عبارت دیگری ممکن است برای تعریف شرایط کودک از زبان والدین و مربی ومعلم بیان شود، درحالیکه کودک فقط با خود فکر می‌کند، چه بلایی برسر من آمده است و مشکل من چیست؟

او مطمئن است که نمی تواند به همراه همکلاسی­ها پیش برود، اضطراب تمام وجودش را در برگرفته و اعتماد به نفسش را می‌بلعد، در حالیکه اعتماد به نفس در رشد و پیشرفت کودک بسیار مهم است.

وقتی به کودک یک برچسب خاص می دهیم مثل نارساخوانی و برای او توضیح میدهیم که ویژگی های این برچسب چیست؟ او دیگر احساس نمی‌کند که احمق یا تنبل است و چیزهای زیادی وجود دارد که می‌تواند به او کمک کند. در بسیاری از مدارس هنوز عبارت های تنفر برانگیزی در رابطه با دیسلکسیا می‌شنویم.

در طی قرن­ها ما به اشتباه توانایی خواندن و نوشتن را به هوش نسبت داده‌ایم. توانایی درک و استفاده از دانش است که نشان هوشمندی است.بسیار مهم است که ما بر این تاکید کنیم که، مشکل داشتن در هجی کردن؛ خواندن و نوشتن هیچ ارتباطی به هوش و ذکاوت افراد ندارد.

کودک نارساخوان به اندازه‌ی کافی در ذهن خود با سوالات بسیاری روبرو است و نمی‌تواند تحلیل کند که چرا مانند دیگر همتایان خود قادر به کپی کردن، خواندن و نوشتن ساده نیست. چرا واقعا نمی‌تواند؟ بر این بیافزایید که والدین یا آموزگار به او بگوید که تو احمق و یا تنبل هستی! او با اطمینان این را باور می‌کند.

Leave a Reply

Your email address will not be published.